آفتابگردانی در پِی آفتاب...

تو خورشیدی و ذره‌پرورترینی...

آفتابگردانی در پِی آفتاب...

تو خورشیدی و ذره‌پرورترینی...

آفتابگردانی در پِی آفتاب...

بی‌تاب‌تر از جان پریشان در تب
بی‌خواب‌تر از گردش هذیان بر لب
بی رؤیت روی او بلاتکلیفیم
مثل گل آفتابگردان در شب

#محمد_مهدی_سیار
.
.
.
.
.

+ نظرات شما را با دقت تمام میخوانم :)))))))))

‌ابواب مختلفِ نوشته‌ها
جدیدا نوشت

کپی کردمش!

چهارشنبه, ۲ تیر ۱۳۹۵، ۰۴:۳۹ ق.ظ

در روزهای مانده به عاشورا، یکی از یاران امام حسین”علیه السلام” خدمت حضرت تشریف می برند و عرض می کنند: آقا جان، خانواده من موردی دارند. اگر اجازه بدید من برم و زود برگردم.
حضرت می فرمایند: برو و خیلی زود برگرد
این یار در میانه راه به خودشون میان و میگن: اونطور که امام فرمود زود برگرد یعنی اصلا نرو. و سریع از میانه راه برمی گردند اما چه برگشتنی؟ زمانی که دیگه پسر فاطمه زهرا نیست.

 

 

 

+ ...

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۰۲
bent jobail

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی