آفتابگردانی در پِی آفتاب...

تو خورشیدی و ذره‌پرورترینی...

آفتابگردانی در پِی آفتاب...

تو خورشیدی و ذره‌پرورترینی...

آفتابگردانی در پِی آفتاب...
‌ابواب مختلفِ نوشته‌ها

استاد میم

دوشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۳۲ ب.ظ
استاد «میم» رو پارسال هر وقت توی راهرو می‌دیدیم یه پوشه دستش بود. همیشه از کنار دیوار حرکت می‌کرد و پوشه رو هم می‌گرفت طرف دیگه‌ی سرش. وقتی امسال اومدن سر کلاس، پایه و اساس باورهامون نسبت به خودش رو فرو ریختند :) با توجه به رفتاری که ازش دیده بودیم توقع داشتیم خیلی مبادی آداب باشه. یکهو با یه پیرمردی مواجه شدیم با ادبیات و لحنِ حشمت فردوسِ ستایش :) اما استادِ پوشه به دست، سادگی توی حرف‌هاش موج می‌زنه. پیرمردی دوست‌داشتنی که سه تا دختر داره خیلی زود جای خودش رو توی دل بچه‌های خودمون باز کرد. اما یکی دو تا از هم‌کلاسی‌های جدید اعتراض کردند که ما درس دادن ایشون رو نمی‌فهمیم، مدیرمون امروز آخرای زنگ آقای میم اومدن سر کلاس و ایشون رو به بهانه‌ای فرستادن پایین و به ما گفتن که با یه آقایی که گویا استاد پروازی* هستن صحبت کردن ولی ایشون هنوز جواب قطعی ندادن ولی احتمالا جوابشون مثبت باشه. آقای میم که از همه جا بی‌خبر بودن یه کم بعد برگشت. همه‌ی بچه‌ها پشیمون بودن و بعضی‌ها حتی خیلی ناراحت شدن از تعویض ایشون. عمق فاجعه مال زمانی بود که جواد با بغض در گوشم گفت اگه تا سی ثانیه‌ی دیگه زنگ نخوره گریه‌م میگیره.

+ جواد دختره. منحرف نباشید :)
* استاد پروازی واژه‌ایست در واژه ‌نامه‌ی کنکور و به استادی گفته میشود که به سبب مهارت بالا مثلا برای سه چهار جلسه کلاس از شهرهای دیگه دعوتشون میکنن.
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۰۵/۰۴
bent jobail

نظرات  (۷)

احساس میکنم از هر استاد یه کپی تو همه جا هست :)
پاسخ:
شما هم یه همچین استادی رو میشناختین؟!
ما هم از این معلم ها زیاد داریم...که پوشه میگیرن دستشون و .....

واژه نامت...:/
پاسخ:
ولی ما همین یه دونه رو داریم :) بقیه‌شون حتی بدون یاالله میان تو :))))))

:دی
۰۴ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۵۷ الـ ه ـام عـظـیـمـی
چه تیپ جالبیه این آدم...
پاسخ:
شدیدا :) اصن یه وضعیِ هاااا :)))
یک از استادهای دوران دانشجویی، فامیلش "کیوان" بود! و خانوم هم بود ... این  یعنی در جواد هیچ مشکلی وجود نداره ...
پاسخ:
بله بله هیچ مشکلی نیست. ینی ما که مشکلی نداریم.
فقط قبلا توی خونه که می گفتیم اولش بد نگاه‌مون می‌کردن.
:))
مثلا الان این کنکوریای جوگیر فکرمیکنن اگه یه استاد دیگه داشته باشن بهتر میفهمن :||
پاسخ:
جو گیر رو خیلی خوب اومدی :))))
۰۵ مرداد ۹۵ ، ۰۰:۰۰ سید محمد رضی زاده
دوستان دوران دانشجویی ما هم فامیلی هاشان جالب بود:
حمیده، سیمین، اکرم و... 
فاجعه وقتی بود که رفته بودند کتاب فروشی همدیگر را صدا می کردند و کتابفروش بصورت حیران نگاهشان می کرد!
پاسخ:
فاجعه وقتیِ که معلمهامون چشماشون چهار تا میشه.
سلام
یه جواد دختره چه قدر نظراتو مشغول کرده!به این استاد فردوستون همین جا هم بی محلی شد! بنده خدا...
پاسخ:
سلام
شما هم مظلومیت ِ استاد رو دیدین ؛(

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی