آفتابگردانی در پِی آفتاب...

تو خورشیدی و ذره‌پرورترینی...

آفتابگردانی در پِی آفتاب...

تو خورشیدی و ذره‌پرورترینی...

آفتابگردانی در پِی آفتاب...
‌ابواب مختلفِ نوشته‌ها

حماسه نیست! اشتباه نکنید..

شنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۶، ۰۲:۴۱ ق.ظ

دورترین خاطراتم ازش برمیگرده به زمانی که مداد دست گرفتم! بابا روزنامه میخوند؛ خیلی! هم‌شهری هم بین روزنامه‌هاش بود و من قبل از این که خط خطی کردن یاد بگیرم بابا مداد داد دستم و یادم داد توی تیتر همشهری که خالی بود رو پر کنم؛ هر جا کاغذ پیدا میکردم شکلی شبیه به لگوی همشهری رو میکشیدم و این شامل تمام دفتر و کتاب‌های او هم میشد! دبیرستانی بود به گمانم آن وقت‌ها! همبازی و همراه بیشتر بازی‌های عجیب و غریب من! یکی از هزاران محبوب کودکی‌هایم.. از آب بازی تا خاک بازی.. تاااا آتش زدن خانه!!! که به حق یکی از عجیب‌ترین خاطرات ممکن برای یک بچه پنج شش ساله است! به چم و خم کامپیوتر، چه سخت افزار و چه نرم افزار بیشتر از مهندس‌ها وارد است. بینهایت به ظرافت‌های رفتاری دچار است؛ طوری که حتی یک نفر هم نیست که دوستش نداشته باشد یا احترامش نکند! با بچه‌ها به خصوص صمیمی‌تر است.. هزااااار بلا به سرش آمده و هر بار برخواسته و از نو شروع کرده دوره‌های امدادی فراوانی دیده است و همه کاری برای یک مجروح یا آسیب دیده از دستش بر می‌آید و در شرایط معمول آمپول زدنش نصیب ما می‌شود :)) تیراندازی‌اش حرف ندارد.. با چشمان خودم دیده‌ام! نقشه خاورمیانه را از گوگل مپ بهتر بلد است! حرفه‌ای کوه‌نوردی میکند و هفته‌ای یا دو هفته‌ای یک بار صعود در برنامه‌اش دیده میشود! تعریف میکرد توی دوره کارشناسی اردویی داشتند برای ورزیده شدن که باید توی جنگلی نزدیک مرز ساکن میشدند و هر روز برایشان چالشی تدارک دیده بودند از نارنجک انداختن توی چادرشان تا سرمای طاقت فرسا و کمبود آب تا جایی که از بی آبی ناچار به برداشتن آب از برکه‌ای پر از غورباقه شده‌اند!!! برنامه‌های فرهنگی زیادی تا به حال تدارک دیده و آخر سر هر کاری که از دست کسی بر نیامده را خودش عهده‌دار شده و به خوبی از عهده همه‌اش برآمده!! حقوق زیادی ندارد.. با این حال دولت بودجه‌شان را درست و حسابی نمی‌دهد و حقوق‌شان بیست وز بیست روز عقب می‌افتد و دم نمیزنند و حتم دارم نود درصد مردم عادی حتی متوجه هم نشدند!(حتی خود من هم اتفاقی فهمیدم!) حق خروج از شهر را هم ندارد.. مگر با نامه.. روز تعطیل به ندرت دارد.. به غایت زحمت میکشد.. از تمام ابعاد وجودی‌اش در بهبود کارش بهره میبرد.. از شلوغی ذهنش رنج میبرد و این را با آه به من گفت که میداند اگر دو روز سر کار نرود کارها زمین می‌ماند.. دو سه روز مانده به کنکور زنگ زده بود و با بابا کار داشت گفتم بابا تهران نیست فوری گفت می‌آیم دنبالت صبح کنکور..

این مرد عموی منه! یک پاسدار معمولی! با درآمد معمولی و بدون هیچ گونه حقی برای حیاط طبیعی در جامعه! کسی که هیچ وقت زندگی معمولی نداشت! یک جوان سی ساله که توی همین کشور بین همین مردم توی همین مدرسه ‌های معمولی جمهوری اسلامی ایران رشد کرده!!! 

میدونید به خاطر همین یک مرد هم که شده از همه کسایی که از سپاه بد میگن متنفرم! هیچ کدومشون رو نمیبخشم که این مرد برای اونا میجنگه و اونا ازش بد میگن در حالی که این مرد اقلا میتونست شب و روز پیش من باشه!!!! حالم بده! حالا دیگه نه برای اینکه کسی تلاشی نمیکنه.. برای این که معدود آدم‌های تلاشگر هم منفورند!!!! کجای دنیا دیدید کسی با این شرایط کار کنه؟! ملت عجیبی نیستیم؟! ههههه که سپاهیا تخصص ندارن؟!!! عامو برو بزت رو بچرون! تو چی میدونی اصن از تخصص؟! هههه که فرمانده سپاه داشته سر مردم کلاه میذاشته با تلفنش!!! برو خر خودتی! حتم دارم هیچ کدومتون عزم راسخ توی چشم‌های حاج حسام رو ندیدین! وقتی به مرز اسرائیل نگاه میکرد و 《حدیقه الایرانیه》 تازه میوه داده بود! اگر دیده بودید ایمان می‌آوردید بهش! به راهش!!! که آخر اسرائیل تاب نیاورد بودنش رو.. حتم دارم نود درصد این مردم حتی نمیدونن حسام خوش‌نویس کی هست! آه..


آره اینا اصلا حماسه نیست هیچ اغراقی هم درش نیست! حقیقته! حقیقت محض..

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۲۷
bent jobail

نظرات  (۱)

این پست من رو لرزوند. منی که به سپاه بد یا خوب نگفتم ولی کم‌کم داشتم بهش بدبین می‌شدم. میدونی. بعضی حماقتا از جانب یه عده، بدجور بولد میشه و بعضی درستکاری‌ها اصلا دیده نمیشه. این توازن نداشتن قدرت‌های رسانه‌ای، خیلی‌ها رو به اشتباه انداخته. 

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی