آفتابگردانی در پِی آفتاب...

تو خورشیدی و ذره‌پرورترینی...

آفتابگردانی در پِی آفتاب...

تو خورشیدی و ذره‌پرورترینی...

آفتابگردانی در پِی آفتاب...

بی‌تاب‌تر از جان پریشان در تب
بی‌خواب‌تر از گردش هذیان بر لب
بی رؤیت روی او بلاتکلیفیم
مثل گل آفتابگردان در شب

#محمد_مهدی_سیار
.
.
.
.
.

+ نظرات شما را با دقت تمام میخوانم :)))))))))

‌ابواب مختلفِ نوشته‌ها

نبل و الزهرا

جمعه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۴، ۰۶:۴۲ ب.ظ

بابا امروز آمد ، با خودش کلی عکس و فیلم داشت از حلب!!!! (گویا لبنانی ها را پیچانده و رفته بود آنجا!!!)

در نبل با کودکان یتیم عکس انداخته بود با دختری که عمو و پدر و پدربزرگش شهید شده بودند و با پیرمردی که از خوشحالی در پوست خود نمیگنجید خود بابا هم در عکسها خوشحال تر از همیشه اش بود عکسها و فیلم ها آنقدر زیبا بودند که آدم کیف میکرد مردمی که تازه آزاد شده بودند از محاصره 360 درجه و جوانان شهرشان دیگر رو به اتمام بوده داستان زیاد دارند این مردم، مثلا پدری که از شهر رفته بود بیرون که برای همسر باردارش دارو بخرد و حالا آمده بود که پسر پنج ساله اش را ببیند پسربچه ای که حالا جوان رشیدی شده بود و بعد پنج سال...

دارم فکر میگنم در پنج سال آدم ها چقدر تغییر میکنند...

*خنده دارترین شان آن پیرمردی بود که وقتی فهمید بابا اینها ایرانی اند به بابا گفته بود از سه تا زنم پانزده تا دختر مجرد دارم و از بقیه ی بچه هام سی تا نوه دختر دم بخت هر کدامشان را تو بخواهی همین فردا عقدت میکنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

**بابا که هنوز از اینجا خبر ندارد ولی میدانست اگر عکسها را داشته باشم از ذوق همه شان را به هر طریق ممکن پخش میکنم به خاطر همین یکدانه اش را هم بهم نداد :((((((((((

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۱۱/۲۳
bent jobail

نظرات  (۴)

۲۴ بهمن ۹۴ ، ۱۳:۲۱ مهدی ابوفاطمه
تبریک
خیلی خوشحال شدم
بارها برای شنیدن اخبار محاصره شان گریه کرده بودم و روز آزادی هم برای آزادیشان
پاسخ:
بله واقعا خوشحال کننده بود
فعلا خوشحال باشید چون به لطف خدا پیروزی‌های دیگر هم درپیشند.
۰۵ اسفند ۹۴ ، ۱۰:۴۹ مردی بنام شقایق ...
اوه اوه!

من جای شما بودم نمیزاشتم بابام دیگه بره! :)
پاسخ:
اگه قرار بود با یه همچین چیزایی بابام رو محدود 
کنم که باید کاملا حبسش میکردم تو خونه!!!
۰۹ فروردين ۹۵ ، ۰۹:۲۱ سرباز جامانده
چیزایی که مینویسی یه حس خوبی دارن.کم پیش میاد باخوندن مطلبی این حس رو داشته باشم.
میشه بپرسم پدرت تو لبنان چیکارمیکنه؟
پاسخ:
نوشته‌های من؟!!!!! نه بابا! نظر لطفتونِ :)))
اینکه دقیقا بابا چکار میکنه رو فقط خدا میدونه :))))))))))))
ولی در کل در صدا و سیما مشغول خدمت هستند :))))))
۰۹ فروردين ۹۵ ، ۱۶:۲۲ سرباز جامانده
:-D من نظر لطفی به کسی نمیکنم.واقعیت رو گفتم.

خدا حفظشون کنه
پاسخ:
^_^

ممنون از حضورتون :)

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی