آفتابگردانی در پِی آفتاب...

تو خورشیدی و ذره‌پرورترینی...

آفتابگردانی در پِی آفتاب...

تو خورشیدی و ذره‌پرورترینی...

آفتابگردانی در پِی آفتاب...

بی‌تاب‌تر از جان پریشان در تب
بی‌خواب‌تر از گردش هذیان بر لب
بی رؤیت روی او بلاتکلیفیم
مثل گل آفتابگردان در شب

#محمد_مهدی_سیار
.
.
.
.
.

+ نظرات شما را با دقت تمام میخوانم :)))))))))

‌ابواب مختلفِ نوشته‌ها
جدیدا نوشت

با دست راستت...

پنجشنبه, ۳ تیر ۱۳۹۵، ۰۱:۲۱ ق.ظ

 

بال‌های شکسته می‌دانند.../شعر
 

 با همان دست راستت بشکن

آخرین قفل این قفس ها را  
 
بال های شکسته می دانند
 
رمز محکم ترین قفس ها را
 
کاش زیبا نبود چشمانت
 
آه، از این برادران حسود
 
پلک هایت ورق ورق زده است
 
شرحی از احسن القصص ها را
 
درد و تنهایی و غریبی که
 
سرنوشت تمام عاشق هاست
 
تو که باشی برای من کافی است
 
چه نیازی است هیچ کس ها را؟

 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۰۳
bent jobail

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی